جستجو

روایت‌ها

شنیدن صوت یا خواندن روایت تجربه زیسته افراد یکی از موثرترین عوامل در دادن زاویه دید جدید به ماست. بنابراین ما در اینجا، روایت افرادی را که تجربه اقدام به خودکشی داشته‌­اند به اشتراک می‌گذاریم، به امید اینکه دیگران را تشویق کنیم که در مواقع نیاز درخواست کمک کنند و یا به دیگران امید دهند.

روایتی از امید

روایت پنجم
توی دبیرستان دوران سختی رو می‌گذروندم. افسردگی خیلی عمیقی داشتم. همیشه وزنم سنگین بود، برای همین هم خیلی بخاطر جُثه‌م بهم قُلدری می‌شد. هیچ دوستی نداشتم. هیچ کسی توی زندگیم نبود که باهاش حرف بزنم.
روایت چهارم
گاهی اوقات بی‌دلیل سر کلاس می‌زدم زیر گریه. بعدش هم که از مدرسه برمی‌گشتم خونه، یکراست می‌رفتم توی اتاقم. نمی‌تونستم اصلا در موردش با مامانم حرف بزنم، چون دوباره گریه‌ام می‌گرفت.
روایت سوم
از بیرون که می‌دیدین یه شاگرد عالی بودم. توی هر زمینه‌ای فعالیت می‌کردم: ورزش، موسیقی، هر چی که بگین. به علاوه این که از دوران دبستان همیشه شاگرد اول بودم. اما یه جنبه‌ای هم داشتم که پنهانش می‌کردم.
روایت دوم
فکر می‌کنم که وقایع بعد از خودکشی، برایم بسیار سودمند بود. آن زمان برای من بسیار مهم بود و نیاز داشتم که بدانم اطرافیانم در مورد من چه می‌گویند.
روایت نخست
پس از تلاشم برای خودکشی به یاد دارم که در بیمارستان، در کنار مردی خوابیده بودم که آخر شب مُرد. مرگ او حس خوبی برایم نداشت. من با خودم گفتم «من می‌خواهم زنده بمانم».
12

یک جای امن برای صحبت کردن در شبانه روز

در دسترس 24/7